من را قضاوت نکنید ، اما من از سگم متنفرم

با عرض پوزش ، فیگ نیوتن. اینبار شخصی است. تصویر ممکن است شامل لباس پوشاک انسان انسان سگ حیوانات پستانداران حیوان خانگی بند کفش کفش و صندل

سهام دار

جمعه شب است و من با پای برهنه در حال دویدن در اطراف محله ام هستم ، جیغ نیوتن! در بالای ریه هایم ، و تکان دادن بطری نسخه ای روی سرم مانند ماراکا. معمولاً وقتی سگ ما فرار می کند ، صدای پروزاک او را به خانه می آورد و امشب نیز از این قاعده مستثنی نیست. او مانند یک رعد و برق در خیابان راه می افتد و در مقابل خانه ما می لغزد. قیافه اش مرا به یاد یک صحنه ناخوشایند می اندازد که برای بستن بند سوتین فردی بسته شده است: کی ، من؟

فیگ را وقتی دوازده هفته داشت ملاقات کردم ، که اخیراً از پناهگاه کشتار در جورجیا به نیوجرسی نقل مکان کرده بود. من ماه ها در پتفایندر کمین کرده بودم ، این باعث ناراحتی شوهرم شد ، او اشاره کرد که - در دو ، پنج و هشت سالگی - بچه های ما عملا توله سگ بودند. آنها حتی سگ نمی خواستند ، و من قبلاً هرگز سگ نداشتم. اما وقتی بزرگتر ما متولد شد ، ما در یک کشور خارجی (خوب انگلستان) در طبقه پنجم (86 پله) ، بدون هیچ خانواده یا دوستی در این نزدیکی زندگی می کردیم و زنده ماندیم. تربیت توله سگ چقدر سخت است؟



خانم میزل شگفت انگیز چه زمانی اتفاق می افتد؟

وقتی برای اولین بار به انجیر نگاه کردم ، او 12 هفته داشت ، در اتاقی بدون پنجره ، در قفس به تنهایی - معادل سگ حبس انفرادی. یک داوطلب پناهگاه بدون هیچ احساسی در صدایش گفت: آیا شما در مورد سگ آلفا شنیده اید؟ این پسر یک بتا است ، یک شخص عجیب و غریب. برادر خودش می خواهد او را بکشد. برادر ، ارنی ، در قفس همسایه بود و دیوانه وار پارس می کرد و دندان هایش بریده بود. من نقطه ضعفی برای افراد کم سن و سال با پیچیدگی های خانوادگی دارم ، بنابراین من به طرز دیوانه واری عاشق مژه های قرمز انجیر و شیوه ای که او یک پنجه براق روی هر دو شانه ام گذاشت ، شدم. زندگی مشترک ما جلوی چشمانم قرار گرفت: پیاده روی های طولانی ، نگاه های معنی دار ، بعدازظهرهای تنبل در ایوان - اساساً یک تبلیغ تجاری طولانی ویاگرا با بازی یک سگ نارنجی متوسط ​​و من.

انجیر روی دامان من سوار خانه شد و لرزید و نیمی از خز را روی بدنش ریخت. در عرض یک ساعت از ورود ، او هر رول کاغذ توالت را در خانه ما خرد کرده بود. وقتی او را در جعبه اش گذاشتیم ، او آنقدر بلند گریه کرد-فریادی تکان دهنده و صدایی انسانی-که یکی از همسایه ها تماس گرفت و پرسید که آیا به آمبولانس نیاز داریم. هشدار شوهرم در سرم پیچید: نوزادان بزرگ می شوند. سگ ها نمی کنند

عصبانیت بچه ها ، شب های بی خوابی ، نزاع های کر کننده ، لب های شکسته و جوراب های ناپدید کننده اسرارآمیز را به آنها اضافه کنید و این سه نفر هرگز به اندازه انجیر در اولین سال حضورش در خانواده ما دیوانه کننده و نگران کننده نبوده اند. او فقط در مدرسه اطاعت شکست نخورد ، او قاطعانه از شرکت در کار خودداری کرد. هنگامی که ما یک مربی خصوصی (175 دلار در ساعت) استخدام کردیم ، او یک ابرو بالا انداخت و به قدم زدن دور میز قهوه برگشت. هشت ساعت در روز به او اعتصاب غذا کرد و سه بند (دو بوم ، یک چرم) را جوید. ما کوله پشتی (32 دلار) را برای استفاده در پیاده روی از انجیر خریداری کردیم. مربی گفت که این به او احساس هدف می دهد. او از آب جاری متحجر شده بود ، بنابراین ما برای او یک جلیقه فشرده (45 دلار) خریدیم که هنگام دوش گرفتن یا شستن ظروف یا هنگام بارندگی بپوشد. مربی توضیح داد که پناهگاه های کشتار اغلب چندین توله سگ را در یک قفس جمع می کند و در اصل آنها را با شیلنگ های فشار قوی می شست. جای تعجب نیست که مرد فقیر پا به حیاط خانه ما نمی گذارد. سرانجام ما شلنگ خود را خلاص کردیم.

تصویر ممکن است حاوی Animal Dog Golden Retriever Mammal Pet and Canine باشد

عامل ، Fig Newton.

درختانی که مستقیم و باریک رشد می کنند
با احترام الیزابت اگان

در معاینه یک ساله خود ، دامپزشک مجبور شد از دو تکنسین ضعیف استفاده کند تا انجیر را روی ترازو قرار دهند. صدایش را از روی ناله هیستریک او بلند کرد: وای. آیا او همیشه اینطور است؟

آیا کود اسب برای باغ خوب است

همیشه ، گفتم ، و بعد شروع به گریه کردم. من از طریق مرگ والدین سرباز زده ام ، از طریق پنومونی به نوزاد شیر داده ام و قفسه های کتاب Ikea را به تنهایی جمع کرده ام. من برای یک چالش آماده هستم اما معلوم شد که فیگ نیوتن مرد آهنی است ، یک الماس سیاه دوتایی و یک فوق ماراتن که همه به یک الماس تبدیل شده اند. در همین حین ، من برای قدم زدن بدون عرق در پارک ثبت نام کردم.

دامپزشک نظاره می کرد که انجیر مانند چوب طبل روی پایش را می جوید و سفیدی چشم هایش نمایان است. می دانستم که تا زمانی که خون نگیرد این کار را ادامه می دهد و این باعث شد گریه ام شدیدتر شود. آیا می توانید زندگی با چنین موجود بدبختی را تصور کنید؟ سپس او یک دست محافظ روی شکم باردار خود گذاشت و به یک رفتارگرای سگ توصیه کرد (400 دلار ، تحت پوشش بیمه حیوانات خانگی نیست) ، که انجیر پروزاک (بی قیمت) را تجویز کرد. شما باید ظاهر عجیب و غریبی را که هنگام گرفتن نسخه ای برای Fig Newton Egan دریافت می کنم مشاهده کنید.

انجیر دیگر سعی نمی کند پای خود را گاز بگیرد ، اما او هنوز همدم مسالمت آمیز رویاهای من نیست. یک شب ، او قبل از انجام تکان دادن سگ مرطوب در آشپزخانه تازه رنگ آمیزی شده ما ، یک قابلمه کوفته را از روی یک مشعل روشن کرد و داخل سس گوجه فرنگی ریخت. او از پنجره یک ماشین در حال حرکت به داخل ترافیک می پرد. وقتی آتش روشن می کنیم ، انجیر آنقدر نزدیک شعله های آتش می خوابد که می توانید بوی سوختن خز او را احساس کنید. وقتی به او غذا می دهیم ، او غذایش را می اندازد و بلافاصله دوباره آن را می خورد ، این عادت ناپسندی است که بچه های ما به آن ناهار گرم می گویند. برای دسر ، او در جعبه بستر گربه ها می چرید. او هر سال ، بارها و بارها درخت کریسمس را می کوبد. سال گذشته ، انجیر یک کیلو کره ، شامل بسته بندی ها و جعبه ای که در آن وارد شده بود ، خورد. یک هفته بعد ، او یک بطری تایلنول مخصوص کودکان را خورد و مجبور شد معده اش را پمپ کند (175 دلار). و این است با دارو!

انجیر مانند دوست پسری است که زیاد تماس می گیرد و بعد وقتی به شما اجازه نمی دهد پوزه خود را در فاق شما دفن کند ، ناله می کند ، ناله می کند و پنجه می زند. اما تفاوت اصلی بین سگ من و دوست پسرم در اینجا وجود دارد: من نمی توانم از او جدا شوم. من به زودی او را خانه نمی کنم تا بچه هایم را برای زندگی با غریبه ها بفرستم. آن روز در پناهگاه حیوانات تعهد كردم ، و حالا تا پایان روزهای او به انجیر پایبندم - پیوندی كه با ستایش بچه ها و شوهرم ، كه به اندازه من عصبانی هستند ، به سگ ما فشرده شده است. به

یک رابطه نقره ای در رابطه من با انجیر وجود دارد: پیاده روی های ما ، که در ابتدا و انتهای روز پرانتزهای آرام را تشکیل می دهند. من اعتراف می کنم ، شما از اولین برف لذت نبرده اید تا زمانی که با سگی پرشور در مزرعه ای از آن عبور کرده اید ، حتی آنکه ساندویچ ژامبون را از جعبه ناهار بچه شما دزدیده و زیر تختش پنهان کرده است.

در غیر این صورت ، من مالکیت سگ را به فهرست چیزهایی اضافه کرده ام که به اندازه دیگران از آنها لذت نمی برم. (این لیست همچنین شامل تغذیه با شیر مادر ، یوگا ، کارائوکه ، صورت ، رژه ها و بیست سالگی من است.) اما من اجازه ندارم این را بگویم ، زیرا ما ملزم هستیم که حیوانات خود را دوست داشته باشیم - همیشه و بدون قید و شرط. در پارک سگها ، یکی از همنوعان از من پرسید کدام جانور من است ، و من به فیگ اشاره کردم که با شور و شوق در حال قوزیدن یک کرجی مسن بود. به امید گوش دلسوز ، اعتراف کردم ، او یک مشت واقعی است. در واقع ، او زندگی من را خراب می کند. زن نگاهی بیزار به من کرد و به طرف دیگر نیمکت رفت. آیا اگر من چنین اعتراضی را در مورد یکی از بچه هایم انجام می دادم ، چنین واکنش دلسوزانه ای داشت؟ چه زمانی غیرت پرستی به لازمه مالکیت حیوان خانگی تبدیل شد؟

در اینجا آنچه در مورد افراد سگ آموخته ام آمده است: آنها عاشق تبلیغ هستند. هر بار که پشت چراغ قرمز توقف می کنم ، با برچسب های سپر آنها روبرو می شوم: چه کسی کی را نجات داد؟ سگ کمک خلبان من است ، یا (حداقل مورد علاقه من) You had Me at Woof. بنابراین من منتظر انتقاداتی برای صداقتم هستم - از خواهرم شروع می کنم ، که برای آزمایشگاه پر سروصدای خود غذاهای ارگانیک می پزد. اما نگران فیگ نباشید که طرفداران زیادی دارد. من پشتش را دارم و پروزاکش

سوتین های سایز بزرگ

الیزابت ایگان ویراستار کتاب های Glamour و نویسنده آن است پنجره ای باز می شود او گربه ها را دوست دارد.